مثـل هـر آغـاز سبـزی در بهـار، این بـار نیز
روزی آخر فصل زردی می شـود ، تکرار نیز
زنـدگـی ، در یـک مـدار بـستـه ی بـی انــتـهـا
دور خود می چـرخد وبا چـرخشش پـرگار نیز
آمـده حـسی سـراغـم ، در نخستین مـاه سـال
بی قرارو پر حضـور و سرکش و سرشار نیز
تـا بــلـوغ تـازه ای ، بـر کـالـی احساس من
تـا شکوفای م کند ، در سـاقــه هــای خـار نیز
درشروع فصل زایش، فصل رویش های پاک
بارور سازد مــرا ، در نطفــه ی نیـزار نــیز
گــاهی از نزدیک و گــاهی انـدکی از راه دور
بــا نــزول آیــه ی بــاران و گـاه ، رگبــار نیز
زیـر چـتـر ریــزش افـشانـه هـای نـو ظـهـور
شیـوه ی جنگل شود ، انگیـزه ی شنزار نیز
شوق استقبــال را ، در جـاده هـای انــتـظـار
بــال و پــر سازد بــرای لحظه ی دیــدار نیز
قاصدک های سفر بـا نغمه هایی پـر سکوت
همسرا باشند در ایـن بـیـتوته ی اشعار نیز
مثـل آیـیـن کـهـن ، بـا هـر طلـوع سـال نـو
نو شود کـردار و هـم پـنـدارو هـم گفتار نیز
آرزو دارم ، کـه در تـقــویـم احــوال دلـت
روزگـارانـت بـهـاری بـاشد و پــربـار نیز
"سودابه طهماسبی"