چکیده سایتها و وبلاگ های ایرانی

چکیده سایتها و وبلاگ های ایرانی

دانلود آهنگ جدید،دانلود آهنگ ایرانی،دانلود آلبوم،دانلود آهنگ شاد و غمگین،دانلود فول آلبوم،,خرید,دانلود موزیک ویدیو،دانلود فیلم،دانلود سریال،عکس بازیگران,خبر,چکیده سایت ها,فید خوان,موتور جستجوگر,رایگان
چکیده سایتها و وبلاگ های ایرانی

چکیده سایتها و وبلاگ های ایرانی

دانلود آهنگ جدید،دانلود آهنگ ایرانی،دانلود آلبوم،دانلود آهنگ شاد و غمگین،دانلود فول آلبوم،,خرید,دانلود موزیک ویدیو،دانلود فیلم،دانلود سریال،عکس بازیگران,خبر,چکیده سایت ها,فید خوان,موتور جستجوگر,رایگان

لیلی و مجنون

لیلی و مجنون

 

هنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند،

روزی مجنون در مکتب خانه پشت سر لیلی نشسته بود .

استاد سوالی را از لیلی پرسید ، لیلی جوابی نداد ،

مجنون از پشت سر آهسته جواب را در گوش لیلی گفت اما لیلی هیچ نگفت

استاد دوباره سوال خود را پرسید

و باز مجنون در گوش لیلی و باز لیلی هیچ نگفت،

و بعد از بار سوم استاد لیلی را خواند

و چوب را بر پای لیلی بست و او را فلک کرد .

لیلی گریه نکرد و هیچ نگفت.

بعد از کلاس ، لیلی با پای کبود لنگ لنگ قدم بر می داشت

که مجنون عصبانی دستش را بر بازوی لیلی زد و گفت:دیوانه 

مگر کر بودی که آنچه را به تو گفتم نشنیدی و یا لال که به استاد نگفتی 

لیلی اشکش در آمد و دوید و رفت .

استاد که شاهد این منظره بود پیش رفت و گوش مجنون را کشید و گفت 

لیلی نه کر بود و نه لال ،

از عشق شنیدن دوباره صدای تو ، فلک را تحمل کرد و دم بر نیاورد ،

اما از ضربه اهسته دست تو اشکش در آمد ،

من اگر او را به فلک بستم استادش بودم و حق تنبیه او را داشتم

اما تو عشق او بودی و هیچ حقی برای سرزنش کردنش نداشتی .

مجنون کاش می فهمیدی که لیلی کر شد تا تو باز گویی!

 
منبع : http://98lovers.irادامه مطـــلب در منبع...
نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.