چگونه خدا را شکر کنیم
سپاسگزاری اقسامی دارد: 1. "شکر قلب"; یعنی اندیشه کردن درباره نعمت; 2. "شکر زبان"; یعنی ثنا گفتن برای نعمت دهنده; 3. "شکر سایر اعضا"; یعنی همه اعضا و جوارح انسان به وظایف و تکالیفشان عمل کنند.
قرآن کریم میفرماید: "اعْمَلُوَّاْ ءَالَ دَاوُدَ شُکْرًا; (سبا، 13) ای آل داود، شکر ]این همه نعمت را[ بهجای آورید." شکر بیشتر از مقوله "عمل" است و باید آن را در لابهلای اعمال انسان دریافت و شاید به همین علت، قرآن کریم تعداد شکرگزاران واقعی را اندک شمرده است: "قَلِیلاً مَّا تَشْکُرُونَ ; (ملک، 24) کمتر شکر او را بهجای میآورید."; "وَ قَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ ; (سبا، 13) اما عده کمی از بندگان من شکر گذارند." و در آیه 73 سوره نمل نیز میفرماید: " وَ لَـَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاَ یَشْکُرُونَ ;(نمل، 73) بیشتر آنها شکرگزاری نمیکنند." از طرف دیگز، با توجه به این نکته که نعمتهای خداوند که سر تا پای وجود انسان را احاطه کرده، آنقدر زیاد است که قابل شماره نیست، روشن است که چرا شکر به مفهوم واقعیاش در برابر تمام نعمتها به گونهای که همه را بدون استثنا در طریق بندگی خدا ـ که نعمتها برای آن آفریده شده است ـ به کار گیرد کمتر یافت میشود.
به تعبیر دیگر و به گفته بعضی از مفسران بزرگ، "شکر مطلق" آن است که انسان همواره به یاد خدا باشد; بی هیچ گونه فراموشی و در راه او گام بردارد; بدون هیچگونه معصیت; و اطاعت فرمان او کند خالی از هرگونه سرپیچی; و مسلم است که این اوصاف در کمتر کسی جمع میشود.