ساقیا آمدن عید مبارک باشد
همه آدمها برای ترازوی زندگیشون یه وزنه هایی دارند که خاص خودشون است ,و روی زمین
نگه شان میدارد ..اما وزنه های ترازوی من انگاری بر عکس است و یه جورایی منو توی فضا
نگه میدارند وزنه های ترازوی من اما خیلی ساده اند ؛خواندن و نوشتن ؛ صدای اب رو گوش کردن
زندگی همسایه های ساده را دید زدن ....هیچی نخواستن ....از نظر بقیه اینها وزنه که نیستنند
هیچ ! اینها مثل بادکنک می مانند!
برای همین هست که سخت میترسم از ترکیدنشان ! بدجوری ازشون محافظت میکنم ...
چون می بینم که در مجاورت انهایی که از این وزنه ها هیچ نمی فهمند از دست خواهمشان
داد.....از سر راه که نیاورده ام ! بابتش خون دل خورده ام تا به اینجا رسیده ام که خریدن و دویدن
و مثل همه بودن راه من نیست ....
حالا در خلوت خودم با یک تجربه پرواز نشسته ام و زیر زیرکی به همشون میخندم که نشسته اند
و برایم متاسفند که چرا از قافله مصرف کنندکان گرامی عقب مانده ام ! چوب دستی ام را نشانشان
میدهم که ببینید من کاملا فلج شده ام به درد این جاده نمیخورم !
همان سه یار بی همتا را دارم که مدام میگویند تجربه پروازت را محکم جایی پنهان کن و برای
خزنده ها هیچ مگوی ......
امسال سومین سال خارج از ایران است !خارج از ریا؛ خارج از همه بودن و خودت نبودن؛ خارج از
خزیدنهای مشابه بودن و .....هیچ کار خاصی نکردم سفره هم نچیدم که عکس بگیرم و بفرستم
و بگویم من شادم ! نه ! همینجوری شاد بودم ....بهار بود و تبریک های تولدی که یکی از آنها
بدجوری شادم کرد ...شاد بودم بی هیچ تزیین و هیچ دکوری ....
اینجا در میسور هند هم جشن سال نو است و مردم عین خود ایرانی ها خانه تکانی کردند و امروز
هم جلوی همه خانه ها آب پاشی بود و نقاشی و موزیک ....
به مادر تلفن کردم و سال نو را تبریک گفتم گریه کرد و گفت که خواب دیدم مریض هستی؛.گفتم
خیلی خوبم و نگرانم نباش و همه چیز بر وفق مراد است ....
به مادری که دور از من است باید دروغمیگفتم ......
از دل شکستنهایم چیزی نداند بهتر است از خون دلی که این روزها خوردم او چیزی نداند بهتر
است
زخمها را تاب میاورم ..اینها هم جزیی از زندگیست ...بغض میکنم اما با خنده ادامه میدهم که
بادمجان بم آفت ندارد ...اما دارد !! مگر نه اینکه اینجا در این شهر کوچک در قاره هند هم در
امان نیستم و دل شکستی بعد از دل شکستگی !
دل شکسته جوش میخورد اما روح زخمی فقط به خودش می پیچد و برای خودش سخت میگیرد
من اما با روحم کاری ندارم !! همه را میبخشم و به نصیحت ناتاراج گوش میکنم که میگفت فراتر
از اینها فکر کن و خودت را سزاوار همه شادی ها بدان ...روحم را موقتا به حال خودش میگذارم
حالا جانش در بیاد تا هی بگوید چرا من ؟ مگه چکار کرده ام غیر از محبت ؟
مادرها آنور دنیا هم که باشند کلاغ دلشان خبر دخترها را برایشان میبرد ...مادر خواب بیمار شدن
مرا دیده بو..تمام مدتی که داشتم خون گریه میکردم از بی عاطفه گی ها و قدر نشناسی ها و
توضیح دادنش حتی برای خودم هم مشکل بود ؛ مادر در آن گوشه دنیا مرا میفهمید .....
این حادثه را هم پشت سر گذاشتم ....خورده های شکسته دلم را جمع کردم و سرهم بندی
یه دلی ساختم که زیاد شبیه دل قبلی نیست ......وقتی بیش از حد به کسی که لایق نیست
و بها میدهی لاجرم دردی خواهی کشید که له شوی ....
شاید این ناسپاسی از طرف کسی که سالها بهترین ها را برایش خواسته ای بهترین هدیه برای
من بود که پی به جایگاهم ببرم و بدانم کجای زندگی اطرافیانم ایستاده ام ....
زخم دردناکی بود که زود جوش خورد کتاب خواندم و دریاچه رفتم و آسمان دیدم و خود درمانی
کردم .....این یک چیز تازه نبود که شوکه شوم ....تعدادش در زندگی من بی شمار است و این
معنی تلخی دارد !!معنی اش این است که تقصیر از خودم است ....من یه آدم ضد اجتماع هستم
فرهنگ بودن با آدمها رو ندارم با مهربانی ام غرقشان میکنم و جوری رفتار میکنم که از همه
بت میسازم و یادشان میرود هر بت سازی قادر به شکستن بت هم هست ....اما انگاری اینقدر
احمق به نظر میرسم که فکر میکنند این بتی که ازشان ساخته ام همیشگی است ؛بت را میشکنم
و هر بار خورده هایش خودم را بیش از همه زخمی میکند.....آنها فقط اندکی جا میخورند و جل و
پلاسشان را جمع میکنن تا جای دیگری پهن کنند ....برایشان دوغ و دوشاب یکیست ....
مثل همیشه زخمی و خسته و بیمار و لبریز از خشم به خودم دمم را میگذارم روی کولم و میروم
با کتابهایم خلوت میکنم .....
این حکایت زندگی من است !! چرا اینهمه برای دیگران ارزش قائل میشم ؟ چرا اینهمه خودم را
به پای دیگران فدا میکنم در حالیکه تنها چیزی که برایشان مهم است منافع کم ارزش خودشان
است ؛چرا آنها را با وزنه خودم می سنجم ؟؟
این برای آخرین بار نخواهد بود و باز هم اتفاق می افتد ....حالا چه خوب یک بت نمادین از خودم
بسازم و صبحها برایش عود بسوزونم و کرنش کنان خودم را پرستش کنم تا از بت سازی رها
شوم .هی خودم را به آب و آتش نزنم که همه چیز بر وفق مراد عزیزانی باشد که در ته
لیست اشان قرار دارم .....
از خودم خسته ام .....بهار است و قرار بود مثل طبیعت یه فرصت دوباره به خودم بدهم و از نو
بسازم ؛ با اینهمه زخم و دلشکستگی و رنجوری اما به از نو ساختن فکر میکنم .....
من از این زخمها تا به امروز که جان سالم به در برده ام و منبعد هم همینطور خواهد بود ؛
مگر نه اینکه به سیذارتا شدن فکر میکنم ؟ پس احمقانه است که از آنها بخواهم انسانی رفتار کنند .
وقتی خودم را اینهمه کوچک میکنم و از خودم میگذرم تا دیگری شادکام باشد آیا باید نتیجه اش
چیز بهتری باشد ؟ وقتی خودم برای دگری ارزشی بیش از خودم قائل میشوم آیا توقع داشتن این
از دیگری احمقانه نیست ؟؟
باید به خلوتم بگریزم و طرح تازه ای بنویسم ! کسی که فکر سیذارتا شدن در ذهنش است نباید
خاله زنک بازی در بیاورد و غر بزند و گله کند ......باید شانه هایش را بالا بیاندازد و بگوید
من میتونم صبر کنم
من میتونم فکر کنم ؛
من میتونم روزه بگیرم !!
امروز روز اول بهار است و دنیای قشنگی دارم ....گلها را آب میدهم و غذایی لذیذ درست میکنم
با لیموترش و روغن زیتون و سبزیجات یک غذای رنگ رنگی درست میکنم و از هفت سین عید
فقط یه سنجاب دارم که به همه هفت سینهای دنیا می ارزد ..
خانه تمیز است و روی میزم میوه است و شیر نارگیل ...خودم را تحویل گرفته ام که به مادرم کمتر
دروغ گفته باشم ! مادر همه چیز رو به راه است نگران نباش ....بیماری خود کم بینی من هم
درمان میشود و خواب خواهی دید که کرمی زشت به پروانه ای زیبا تبدیل شده .....
مادر جان این کرم زشت یه روزی سیذارتای درونش را کشف میکند و زیبا میشود ....خودم میدونم
که این زخمها نتیجه زشت بودنم است
وگرنه یک ذهن زیبا اینهمه مشکل ندارد با خودش روراست است دیگران را تا حد خودشان می بیند
خودش را خم نمیکند تا هم سطح بقیه شود ....من اما سعی میکنم تا این کرم زشت را تحمل
کنم همین روحم را میگویم که حرف حساب حالیش نیست و سالی چند بار خورد و خاکشیر میشود
و منهم را ذله میکند و چیزی یاد نمیگیرد اصلا یاد گرفتن را یاد نگرفته !!
بهار رو شاهد میگیرم که از حالا سعی کنم به خودم نزدیکتر باشم ..راه سیذارتا از این راه ها
جداست
پرواز میکنم و راهم را پیدا میکنم و فراتر از اینها فکر خواهم کردم .
دقایقی ز زمانه هنوز در پیش است
که از سراسر بگذشته ارزشش بیش است
می خواهم که دیگر راه نروم بلکه بدوم با یک ضربه زانو گذشته خود را پس بزنم و انکار کنم؛
دیگر تعهدی نداشته باشم ؛ زیاده به وعده وفا کرده ام!
گذشته هایت را ببخش , زیرا آنان همچون کفش های کودکی ات نه تنها برایت کوچکند ,
بلکه تو را از گام برداشتن های بلند باز میدارند
هر فردی در زندگی رویایی داشته و یا هم اکنون دارد، همه ی ما نیز در طول زندگی مطالب زیبایی
برای بهتر زیستن و یا شاد زیستن و آرامش روح و روان خوانده ایم و یا شنیده ایم، حال دیگر مطالب
را به صورت تئوری خواندن؛ به نظر من کافی است، همه ما این مطالب را می دانیم، هم من و هم شما
از هم اکنون برای تحقق رویاهایمان گام اساسی و مهم را برداریم، سعی کنیم به خودمان، روح و روان
خود بها بدهیم و برای تغییر روحیه خود هزینه کنیم، مهم نیست چند از بهار زندگی شما گذشته است،
برای اینکه دوباره حس جوان شدن را تجربه کنید و نیز برای جوان ماندن و شادابی بیشتر، در یک
کلاس موسیقی، آواز، زبان های خارجی، نقاشی، آشپزی، خیاطی، رقص و هر آنچه روزی رویای
شما بوده است نام نویسی کنید، عاشقانه کلاس های درس خود را پیگیری کنید و تمرین های خود
را انجام دهید، بعد از چند ماه، چند سال جوان تر و شاداب تر به نظر خواهید رسید و در محافل خانوادگی
از هنر خویش برای شادی بیشتر استفاده کنید. امتحان کنید... باور کنید معجزه می کند.
آن گاه دیگر وقتی برای اندیشیدن به افکار منفی نخواهید داشت و از هیاهوی دنیای بیرون
کمی دور خواهید شد
عشقی که همراه با پذیرش کامل خودتان نباشد، ناقص است. اکثریت ما چنان تربیت شده ایم که
عشق مورد نیازمان را در بیرون جست و جو می کنیم. اما اگر مدتی نیاز به عشق در دنیای بیرون
را کنار بگذاریم، می توانیم ببینیم که راه حقیقی آرامش آن است که آنچه را که تلاش می کنیم دیگران
به ما بدهند، ابتدا در درون خود بیابیم و به خود بدهیم. بسیاری از ما متوجه نمی شویم که خود را از
آنچه واقعا هستیم، فروتر نشان می دهیم. ما به گونه ای خود را متقاعد کرده ایم که کاستی داریم.
اجازه دهید دنیای درون خود را آشکار کند تا راه آزادی را برای شما نمایان سازد. هنگامی که توان کامل
خود را نمی شناسید، به هستی اجازه نمی دهید که هدایای الهی تان را به شما ارائه دهد.
با باز پس گرفتن فرافکنی های مثبت، آرامش درونی را تجربه می کنیم؛ آرامش عمیقی که به ما
می فهماند درست همین گونه که هستیم، کاملیم و زمانی که حقیقتا به خودتان احترام گذاشته،
و وجودتان را محترم بشمارید، می توانید همین رفتار را نسبت به سایرین نیز داشته باشید و شرایط
مثبت و آدم های همفکرتان را به زندگی تان جذب کنید.
دبی فورد / نیمه تاریک وجود
مانند دیگران نباش!
حتی اگر تو تنها فردی باشی که مانند دیگران نیست...
خطاهایی را بخشیده ام
که تقریبا نابخشودنی بودند. تلاش کردم تا جایگزینی برای افراد غیرقابل جایگزین پیدا کنم و افراد
فراموش نشدنی را فراموش کنم. فی البداهه رفتار کردم. به دست افرادی که انتظارش نمی رفت
دچار یاس شدم، ولی افرادی را هم ناامید کردم. کسی را در آغوش کشیدم تا پناهش باشم.
موقعی که نباید خندیدم. دوستانی ابدی برای خویش ساختم. دوست داشتم و دوست داشته شدم
ولی گاهی اوقات هم پس زده شدم. دوست داشته شدم و بلد نبودم دوست داشته باشم.
فریاد کشیدم و از این همه خوشی بالا و پایین پریدم. با عشق زیستم و وعده هایی ابدی دادم ولی
بارها قلبم شکست. با شنیدن موسیقی و تماشای عکس ها گریستم.
تنها برای شنیدن صدایی تلفن کردم، عاشق یک لبخند شدم. قبلا تصور میکردم که با این همه غم
خواهم مرد و از اینکه شخص بسیار خاصی را از دست دهم، می ترسیدم (که از دست هم دادم).
ولی زنده ماندم، و هنوز هم زندگی می کنم!
و زندگی، از آن نمیگذرم.. و تو، تو هم نباید از آن بگذری.. زندگی کن! آنچه واقعا خوب است، این
است که با یقین بجنگی، زندگی را در آغوش بکشی و با عشق زندگی کنی و شرافتمندانه ببازی
و با جرات پیروز شوی. چون دنیا متعلق به کسانی است که جرات به خرج می دهند.
زندگی برای این که بی معنی باشد خیلی، خیلی زیاد است!
تنفس هوشیارانه :
هنگامی که نفس را فرو می برید : بگویید ( درون )
هنگامی که نفس را بیرون می دهید : بگویید (بیرون )
هنگامیکه تنفس آگاهانه را تمرین می کنید ، آهنگ فکر کردن به تدریج کند می شود .
در این حال است که آرامش واقعی را درک می کنیم .
در تنفس آگاهانه که در هر شرایطی قابل اجراست و نیازی به عود / جنگل /لوتوس / موزیک و غیره
ندارد و در هر مکانی قابل اجراست زیاد فکر کردن را رها می کنیم .
هنگامی که نیاز دارید آرامش یابید و به درون سفر کنید ، لازم نیست به منزل بروید و در محلی
خاص مراقبه کنید .
روی صندلی در محل کار یا هر جای دیگر بنشینید و آگاهانه تنفس کنید . حتی در صف بانک یا فروشگاه !
تنفس آگاهانه در هر زمان می تواند شما را بازیابی نماید
“یادگیری عمیق” یکی از متدهای بسیار سریع در یادگیری ماشین است ؛ این روش با استفاده از هوش مصنوعی و جمعآوری مقادیر زیادی داده میتواند قابلیتهای محاسباتی بینظیری را برای کامپیوترها رقم بزند. در همین راستا ، انویدیا کامپیوتر DevBox را معرفی کرد که از همین شیوه برای پردازش اطلاعات استفاده میکند.
این روزها توجه زیادی روی پرچمدار جدید اچتیسی وجود دارد. وان M9 به تازگی معرفی شده و احتمالا در آینده نسخه بزرگتر آن با نام M9 Plus نیز رسما از طرف کمپانی تایوانی معرفی خواهد شد. به تازگی اطلاعات بیشتری درباره این دستگاه بزرگ منتشر شده است.
جمعآوری اطلاعات در مراکز درمانی ابولا شرایطی ویژه و نیاز به دستگاهی دارد که در برابر آلودگیها محافظت شده باشد. در این راستا پزشکان این مراکز از شرکت گوگل درخواست کردهاند تا برای جمعآوری اطلاعات تبلتی بسازد که امکان انتقال ویروس ابولا توسط این دستگاهها وجود نداشته باشد.
شایعه شده سامسونگ در سال ۲۰۱۶ گوشی هوشمندی کاملا منعطف و قابل خم شدن معرفی خواهد کرد. با معرفی گلکسی نوت اج و گلکسی اس 6 اج به خوبی میدانیم که کمپانی کرهای به نمایشگرهای خمیده علاقه زیادی دارد.
شرکت شیائومی که به تولید گوشیهای هوشمند شهرت دارد اخیرا تلویزیون هوشمند ۴۰ اینچی با وضوح اچدی معرفی کرده که علاوه بر قابلیتهای کارآمد، قیمتی برابر با ۳۲۲ دلار دارد.
بسم رب الشهدا
حماسه ای دیگر از ملت همیشه سر افراز و سر بلند ملت ایران در راهپیمای22 بهمن ماه
بسم رب الشهدا
پوسترجدید مدافع حرم که چند روز پیش در سوریه به شهادت رسیدن متاسفانه پیکر این شهید در دست داعشیان ملعون
است


دانشگاه ها به انقلابی فرهنگی در وجوه خود احتیاج دارند این مورد با گذشت بیش از سی و پنج سال از انقلاب اسلامی هنوز به چشم می آید. دروسی که هنوز بومی نشده اند و رنگ و بوی غربی و غیر کاربردی آن با توجه به فرهنگ و آداب ایرانی بر فضای علمی غلبه دارد جای خود دارد اما این روزها حتی محیط فرهنگی دانشگاه ها نیز آنطور که باید نیست.
محیطی که به دلیل فضای جوان دانشگاه بسیار قابل اهمیت است اما مسمومیتی که این روزها دچار آن هستیم نه تنها فضای فرهنگی جامعه را دچار آسیب می کند بلکه فضای علمی را هم با خدشه روبرو می کند و پتانسیل آن راهدر می دهد.
گوشه هایی از این فضا را می توان در جوک ها و طنزهای تصویری که در شبکه های اجتماعی رد و بدل می شود مشاهده کرد از جمله این مفهوم که دختری که در ابتدای ورود به دانشگاه صورتی دخترانه دارد و در ترم آخر این صورت رنگ و بوی زنانه و غیر متعارف به خود گرفته است اما فضای این جوک ها در محیط حقیقی تاسف برانگیز تر است، فسادهایی در محیط دانشگاه جریان دارد که نمی توان به وضوح در این مقال بدان اشاره داشت از دوستی های معمولی تا روابط بی قید و شرط.
اما از وجود و رشد چنین فضایی می توان بازدهی علمی و فرهنگی مناسب را توقع داشت، موردی که شهید مطهری هم در کتاب حجاب خود بدان اشاره می کند.
وجود این بیماری در محیط های آموزشی باعث می شود روحیه نشاط و پویایی جوانی درست هدایت و مدیریت نمی شود برنامه های مسئولین در این محیط ها اقتضا زده شده است و این مورد نه تنها در عرصه فرهنگی که خود را در سطح علمی نیز نشان خواهد داد و آن را تحت تاثیر قرار می دهد.
قشر جوان دانشگاه که آیندگان این کشور هستند در این سن در شرایط خاص روحی و جسمی قرار دارند از جهتی هنوز به طور خاص از محیط خود تاثیر می پذیرند به ویژه از گروه دوستان، از جهتی دیگر در سنین اوج گرایشات جنسی و عاطفی قرار دارند، و فضای دانشگاه ها برای شکل دهی به این روحیه ها آلوده است که بی برنامگی مسئولین بدان دامن زده است.
متاسفانه بر اثر بلوغ زودرس نسل های جدید نسبت به قبل و کارکرد رسانه های اجتماعی این فضای مسموم در سنین کمتر در دبیرستان و راهنمایی نیز درحال بروز خود است افرادی که آسیب پذیری آنها، آسیب پدران و مادران فردا و منابع انسانی است که جامعه باید بدان ها تکیه کند.
برای بیان این بی برنامگی مثال های فراوانی وجود دارد از جمله خبری که چند روز پیش منتشر شد که جشن فارغ التحصیلی ورودی های 89 رشته های جنگلداری و مراتع و آبخیزداری دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه با حاشیه هایی همراه بوده است. این مراسم که باحضور ریاست دانشکده و چند تن دیگر از مسئولین برگزار شد با سخنرانی رئیس دانشکده، اجرای زنده موسیقی، پخش کلیپ هایی از دوران بچگی دانشجویان و ... همراه بود و در پایان مجری جشن فارغ التحصیلی راهی پشت تریبون شد تا دم از مغرور ترین و خوش تیپ ترین دانشجویان فارغ التحصیل دانشکده منابع طبیعی ارومیه و کسب جایزه! توسط آنان بزند.
کمی نگذشته بود که با تشویق های حضار خوش تیپ ترین، شوخ ترین، درس خوان ترین و مسئولیت پذیرترین دختر و پسر فارغ التحصیل به بالای سن رفتند تا جوایزشان را دریافت کنند که جایزه خوشتیپ ترین دانشجو به یکی از دانشجویان دختر اختصاص یافت!
بسم رب الشهدا
حسن محمد شحاته مدرس الازهرا و از رهبران شیعیان مصر بود که در 6 تیر ماه 92 به طرز فجیعی کشته شد و پیکرش مورد تعرض و توهین قرار گرفت. قتل فجیع وی و تعدادی دیگر از شیعیان که در شامگاه جشن میلاد امام دوازدخم شیعیان روی داد بازتابهای وسیعی یافت. وی از اهل سنت به تشیع گرویده بود.یکیاز استادان وی محمد سید طنطاوی بود
فیلم زیر از طرز شهادت این شهید والا مقام را نشان میدهد
توجه افراد زیر 16 سال و کسانی که بیماری قلبی دارن و توان تماشای این فیلم را ندارن خواهشا نگاه نکنند4
قتل و به شهدات رسیدن شیخ حسن شحاته باعث شد که کشور عراق و مراجع تقلید ایران در پیامهایی خواستار مجازات عاملان این عمل از حکومت مصر شدند. همچنین به مناسبت کشتهشدن وی مراسم ختمی در تهران برگزار شد که حجتالاسلام گلپایگانی رییس دفتر رهبر ایران هم در این مراسم حضور پیدا کرد
بسم رب الشهدا
در دولت تدبیر و امید جناب حسن رو حانی تغییراتی نیز صورت گرفته است که مشاهد میتونید بکنید و توضیحاتی میدم
بسم رب الشهدا
اللهم صل علی محمد و آل محمد